تبليغاتX
مى خوام نمونه اين سكوت!؟

شنبه ششم بهمن 1386

می خوام زندگی کنم

 

                                                   می خوام زندگی کنم!!

 می خوام به جای هر کسی که نتونست زندگی کنم! می خوام این غصه قدیمی رو فراموش کنم و به

جای مادربزرگ که مارو تنها گذاشتو رفت زندگی کنم تا دیگه مادر دلش نگیره! می خوام به جای حاجی

بابام که هیچ خاطره ای برام نزاشتو رفت زندگی کنم تا هیچ کس نتونه به عزیزش چیزی بگه! می خوام

به جای اون محکوم به مرگ زندگی کنم تا بدونه شاید مرگ آخر خط نباشه! می خوام بجای اون سربازی

که پاهاشو از دست داد تا نشان شجاعت فرماندش بیشتر برق بزنه، زندگی کنم! حتی می خوام به

جای اون فرمانده زندگی کنم تا شاید دیگه هیچ سربازی نباشه! می خوام به جای اون دختری که نمی

دونم چرا!؟ آرایش تندش حاله خیلیارو بهم میزنه زندگی کنم تا شاید دیگه به اینکار نیازی نباشه! می

خوام بجای بچه آدامس فروش زندگی کنم تا شاید بتونه آدامس بخوره!

                حتی می خوام بجای Amir3zA زندگي كنم تا شايد تو فكراش غرق نشه!

پ.ن- بيشتر از اين نتونستم ننويسم!

نوشته شده توسط امیرضا در 12:5 بعد از ظهر |  لینک ثابت